مرگ است ...

عمريست كه ميبازم ويك برد ندارم ...
ازجمع پراكنده رندان جهانم ...
اما چه كنم گرفتار اين كهنه قمارم ...
مزن زخم زبان ...
بگذارببارد به سرم سنگ مصيبت ...
مرگ است مرا، گربزنم حرف ندامت ...

توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من بودی

با كلامم اشك را نوبر كنيد

ناله را با گريه همبستر كنيد.

شعر من آواز غمهاي شماست

تا بماند يادتان  از بر كنيد!

چرا دیگه نظر نمیدی .؟

یک عمرتو را به هر کجایی بردم

 هرلحظه گذشت بی تومن نشمردم

 

حالا توبمان وقصه ات راحت باش

 

از بس نرسیدم به تو آخر مردم

محمد تنها

0692

درون کوچه قلبم چه غمگينانه ميپيچد صداي تو

 که ميگفتي به جز تو دل نميبندم فريب وعدهايت را ندانستم

 ولي اکنون به ياد وعدهاي تو ميون گريه ميخندم