شعر ها عاشقانه
شبم به حسرت و روزم در انتظار گذشت
تمام مدت عمرم در این دو کار گذشت
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
احساس سوختن به تماشا نمی شود .
ما که در دوره ی خود هیچ ندیدیم وفا
بعد ما هرکه وفا دید ز ما یاد کند .
شبم به حسرت و روزم در انتظار گذشت
تمام مدت عمرم در این دو کار گذشت
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
احساس سوختن به تماشا نمی شود .
ما که در دوره ی خود هیچ ندیدیم وفا
بعد ما هرکه وفا دید ز ما یاد کند .
بهش گفتم چرا اومدی ؟
گفت کسی اینجاست که دیگر جای من نیست...!
برای آرزوهای خیالم دستی تکان میدهم ،
و آنها را به دست واقعیت مي سپرم
و برای آرزوهایی که مرده اند ،
سکوتی می کنم
سنگین تر از فریاد .
محمد تنها
شکست عهد من وگفت : هرچه بود گذشت
به گریه گفتمش : آری چه زود گذشت
بهار بود و عشق بود و تو بودی و امید
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت .
به همه عاشقا تبریک می گم ![]()
ماهي به آب گفت:
تو نميتوني اشكاي منو ببيني ,
چون من توي آبم...
آب جواب داد اما من مي تونم اشكاي تو رو احساس كنم
چون تو توي قلب مني
چون هردوشون مهمون زود گذرند.
پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
دیگه حرفی واسه گفتن نداری
با منم مثل غریبه ها شدی
ای عشق اولینم ای عشق آخرینم
خدا حا فظ خدا حا فظ ...............
دیگه بی تو زندگی پوچ برام
بی تو مرگم از خدا میخوام
میرم اونجایی که پیدام نکنی
ای عشق اولینم ای عشق آخرینم
خدا حا فظ خدا حا فظ ...............![]()
اگر نمیتوانم همیشه مال تو باشم
اجازه بده گاهی ، زمانی از آن تو باشم
و اگر نمیتواتم گاهی زمانی از آن تو باشم
بگذار هر وقت که تو می گویی ، کنار تو باشم
اگر نمیتوانم دوست خوب و پاک تو باشم
اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم
اگر نمی توانم عشق راستین تو باشم
بگذار باعث سرگرمی تو باشم
اما مرا این طوری ترک نکن
بگذار در زندگی تو ، دست کم چیزی باشم